مراسم درتکیه شیرازیها
روزهایی که تو خونه هستم کسرابی نهایت خوشحاله و صبحی که خودم بیدارش میکنم و میبوسمش چندین بار از من مپرسه که امروز تعطیل هستی و دیگه نمیری و اونقدر خونه را دوست داره که همیشه با خواهش و تمنا از خونه در میاد و اصلا حوصله بیرو اومدن نداره نا گفته نمونه که حق با کسراست چون ما بیش از حد بیرون هستیم. چهارشنبه ساعت 9 صبح بود که از خواب بیدارشد و قتی منو دید خیلی خوشحال شد ولی تابهش گفتم باید بیرون بریم پکر شد و همین که فهمید میخوام دانشگاه برم کمی خوشحال شد و با من آماده بیرون رفتن شد. پنجشنبه هم برای مراسم آقای کاویانی افطار دعوت شدیم بعدش هم به تکیه شیرازیها ی جمارون رفتیم . ...
نویسنده :
مامان دریا
12:46










